طراحی چیست؟
- هدفهاى این مقاله : در پايان اين مقاله شما بايد بتواند:
- طراحی را تعريف کنید.
- تاريخچه طراحی را به اختصار شرح دهید.
- نقش طراحی در هنرهاى ديگر را توضيح دهید.
طراحى، يکى از اولين فعاليت هر هنرمند در روند پديدآوردن اثر هنرى است. در مرحله طراحى، تغيير و تحولات ضرورى «از انديشه تا عمل» رخ میدهد. آن چه در طراحى اهميت دارد جريان و روند خلق هنرى يا شيوه هنرمندانه است. در آثار طراحان بزرگ، طراحى نه تنها منبعى از الهام هنرمندانه بهشمار میآيد که خود به ابزارى بيانگرانه بدل میشود. طراحى بيانگر ظرافت، خشونت، غم، شادى و به ديگر سخن، آينه تمام نماى مکنوناتِ قلبى هنرمند است .
طراحى امکان دارد به صورت طرح مقدماتى (اسکيس)، يا خط خطیهاى بهظاهر بیهدف يا بهصورت اتود باشد. چنين آثارى، راهى بسيار اساسى، براى بيان احساسات هنرمند است؛ بیآنکه بتواند آرزوها و اميال درونى خود را بهعمد کتمان يا مخفى کند.
طراحى در ابتدا جزء وسايلى کمکى براى به تحقق رسيدن ِ کار ِ نهايى يا اثر هنرى به شمار مىآمد و نزد هنرمندان کار هنرى مستقل تلقى نمیشد، امروزه اغلب طراحیها مستقل بوده، نبوغ، سبک و روحيه خالق بهگونهاى کامل و شخصى در آن نمودار میشود؛ از اينرو، اهداف و عملکردها در ايجاد طراحى متفاوت بوده، میتوان تمامى آنها را به دو گروه کلى تقسيم کرد:
گروه اول:
اين گروه شامل طرحهاى تمرينى طراحان شرقى از جمله ايرانیها مانند مشق و تکرار حروف خوشنويسى که به منظور آمادگى ذهن و دست طراح انجام میگيرد. همچنين آثارى که به مطالعه بخشها و اجزاى يک اثر نهايى مانند تابلو يا مجسمه میپردازد. يا طرحهايى که نشانگر نوعى روند و جريان خاص و جرقه هاى اوليه ايجاد و خلق يک اثر هنرى يا حتى فنى هستند . نکته گفتنى در اين طرحها اين است که آنها بيشتر در ارتباط با هنرهاى ديگر ترسيم مىشوند. اين اثر نهايى ممکن است نسبت به طرح اوليه کاملاً تغيير بيابد و با مواد و مصالح متفاوتى اجرا شده باشد. طرح مقدماتى و طراحى مطالعه سبب میشود هنرمند شکل نهايى کارش را بهتر دريابد
بعد از رنسانس(قرن 15م) طراحى تا حدودى داراى ارزش مستقل گرديد. قبل از آن هنرمندان بيشتر براساس طرحها و الگوهاى استادان پيشين يا استادکارهايشان کار میکردند؛ از اين رو، مانند زمان ما به هنر خلاقه و مستقل، نگاه امروزى نداشتند. اين به معناى بیارزشبودن کار آنها نيست بلکه فقط نشانگر نگرش در ايجاد و خلق آثار در طول تاريخ است. بعضى از طراحیهاى قبل از رنسانس فقط بهمنظور گذاشتن لايههاى رنگى روى آثار انجام میگرفتند که در نگارگرى يا نقاشى ايران به اين نوع طرحها «بيرنگ» میگويند .
در دوره قبل از رنسانس ــ با توجه به اين که طراحى همانند امروزه معناى مستقلى نداشت ــ بسيارى از طرحهاى ارزشمند به دست خود هنرمندان نابود میشدند. طرحهايى نيز وجود دارند که بيشتر نمايانگر روند خلق آثار ديگر هنرى، جزييات معمارى، شناخت اعضاى انسان (آناتومى) و حتى نشانگر مشخصات دقيق ماشينهاى علمى و فنى (دياگرام يا نمودار) هستند.
گاه اتفاق میافتد که هنرمند، حالتها و شکلهاى مختلف يک موضوع را روى کاغذ، براى شناخت و مطالعه بهتر، ترسيم میکند . امروزه اين آثار ارزش زيادى يافتهاند، زيرا باعث درک صحيح از روند و جريان خلق يک اثر شدهاند؛ ايدههاى بسيار پيچيدهاى ممکن است در همين انديشههاى اوليه و به ظاهر خام و ابتدايى شکل بگيرد و توسعه يابد.
گروه دوم:
اين گروه به طور کلى شامل طرحهايى مىشود که فقط با هدف ساخت طراحى، به مثابه يک کار هنرى مستقل، انجام مىگيرد، حتى اگر به موضوع و مفهوم خاصى اشاره نداشته باشد. اين طرحها، براساس حس زيباشناختى طراح ساخته مىشود. امروزه هنرمندان براى طراحى بسيار ارزش قائلاند، زيرا با توجه به تحولات گسترده در معناى طراحى، اين هنر، اصل اساسى همه هنرهاى
تجسمى بهشمار مىآيد. به طور کلى تعاريف متعددى که از طراحى داده شده تنها گوياى بخشى از ويژگىهاى آن است. خاطرنشان مىکنيم که خطوط و نشانهها، اساس طراحى هستند. خطوط و نشانهها به وسيله اشياى متحرک و اثرگذار (قلم، زغال، مداد و)… و با دست طراح، کشيده مىشوند، از اين رو يک حالت حرکت در تمامى آثار طراحى مشهود است. گاه اين حرکت آرام و روان بوده گاهى نيز تند، خشن و هيجانى است . بر اين اساس، طراح با توجه به شخصيت و روحيه خود به يکى از اين نمونهها گرايش دارد.







