هدف در صنایع دستی بر مبنای نیازهای مادی و معنوی تعریف شده و این نیازها خود میتواند بیان کنندهی نوع محصول تولید شده باشد.
شرایط زیستی تابع آب و هوا یا اقلیم است. شرایط زیستی و معیشتی در مرحلهی اول نوع تغذیه، پوشاک و مسکن انسانها را مشخص می کند و در مراحل بعدی، کار و پیشه و فعالیتهای انقصادی ، متناسب با آدارب و رسوم ملی و قومی را پدید می آورد.
۲- شکل ظاهری
بُعد دیگر صنایع دستی، شکل صوری با ظاهری اثر است که گذشته از زبیایی آن، خود باعث شناسایی و وجه تمایز آن از صنایع دستی سایر مناطق و سرزمین هاست.
شکل ظاهری هر اثر که همان وجه تزیین آن است از سه جنبه ی زمینه , متن و آرایه قابل بررسی است.
زمینه ی هر اثری به دو صورت سطح صاف و با حجم است که ابعاد و اندازههای رایج و مرسوم را نمایان میسازد.
متن هر اثر دستی نیز شامل طرح، نقش مایه و رنگهای اصیل اقوام مختلف است که مبتنی بر هویت فرهنگی، طیبعت پیرامون و تجربههای باز مانده از گذشتگان است.
هنرمند ایرانی معمولا طرحها را بر پایه هندسه پنهان، هندسه آشکار و یا تلفیقی و نقشها را به صورتهای شکسته، گردان و تلفیقی متجلی ساخته است.
شکلهای غیر هندسی گاه با الهام از طبیعت به صورت خیالی – طبیعی، و گاه به صورت تصادفی و گاه به صورت ترکبیی از این دو، یعنی تلفیقی، ایجاد میشوند.
بالاخره باید از آرایه گفت که عبارت است از هر شي افزودنی به محصول یا اثر با هدف آفرینش زیبایی که به دو گوندی درون متنی و فرامتنی تقسیم میشود. نمونهای از آرایههای درون متنی ، آینه دوزی و طلاکویی و نمونهی آرایههای فرانتی آویزهای تزئینی (زیورآلات ، منگولههای سیاه چادرها، خرمهره و …) هستند.
بنابراین هنرمند ایرانی توانسته است با استفاده از قابلیتهای هر کدام به صورت ترکیبی، اثری بدیع و نوین به وجود آورد.
فناوری با روش توليد که بنیان اصلی شکلگیری یک اثر در صنایع دستی است با بهرهگیری از دانش و تجربهی پیشینیان و گاه به مدد تجربیات و اطلاعات جدید و تولیدات متنوعی را پدید می آورد.
نوع مواد و مصالح در انتخاب فناوری برای تولید تأثیر فراوانی دارد. هنرمند ابتدا از آنچه که در طبیعت پیرامون وجود دارد، همچون مواد گیاهی (چوبه، پنبه و …)، مواد جانوری پشم، پوست، استخوان، ابریشم و …) و مواد معدنی (سیلیس، آهن، مس و …) استفاده میکند. گاهی نیز به دلیل کمیاب بودن یا گرانی آنها از مواد مصنوعی جایگزین بهره میجوید.
عوامل تولید که زیر مجموعهی فناوری به شمار میروند رابطهی مستقیمی با انواع سرمایههای مادی و معنوی دارند .
اهمیت سرمایهی معنوی در ایجاد شرایط مناسب فضای کار، روحیهی مثبت و انگیزهی تولید است. سرمایهی مادی در تأمین مواد اولیه، مراحل تولید و میزان آن آشکار میشود.
گونههای مختلف، صنایع دستی، ابزارها، دستگاهها و تجهیزات خاصی را میطلبد که این نیز نقش تعیین کنندهای در میزان تولید (تک سازی یا انبوه سازی) و محل تولید (خانگی با کارگاهی) دارد. فرایند تولید برخی از صنایع دستی تنها بر مهارت نیروی انسانی تکیه دارد در حالی که تولید برخی دیگر نیازمند به کارگیری ماشین آلات خاص است.
اکنون با درک عوامل مختلف، شکل دهندهی یک اثر میتوان به لزوم توجه به اثر بخشی هر عامل در چگونگی تولید و نیز ایجاد ارزش افزوده در شکل مطلوب یک محصول پیبرد. بر عکس نیز میتوان دریافت که بی توجهی به جایگاه و نقش هر یک از این عوامل موجب تغییر کلی و یا پایین آمدن کیفیت اثر می شود.
شكل قبلی نشان دهندهی ارتباط عوامل سه گانه و زیر مجموعهی آنها در شکل گیری یک اثر میباشد که میتوان هر یک از محصولات این رشتهی هنری را بر مبنای آن مورد بررسی و تجربه و تحلیل قرار داد.